۹۴ درصد این قاره زیر آب است و فقط دو قطعه زمین بزرگ، دو جزیره شمالی و جنوبی نیوزیلند و مجمع‌الجزایر کالدونیای نو از آب بیرون هستند.
شاید به نظر برسد برای اینکه قاره‌ای بعنوان قاره شناخته شود لازم است که زیر آب نباشد اما دانشمندان برای اینکه قاره‌ای را قاره بدانند معیارهای دیگری را در نظر می گیرند:
بلندتر بودن از محیط اطراف
تمایز زمین‌شناختی
محدوده کاملا مشخص
پوسته‌ای ضخیم‌تر از کف اقیانوس
و این قاره جدید تمام این مشخصات را دارد.
پژوهشگرانی که این تحقیق را انجام داده‌اند می گویند قرار دادن زیلندیا در زمره قاره‌های جهان فقط اضافه شدن یک نام به فهرست قاره‌ها نیست؛ قاره‌ای که اینگونه زیر آب رفته اما همچنان یک پارچه است و قطعه قطعه نشده برای شناخت "پیوستگی یا گسستگی پوسته قاره‌ها" مفید است.
حالا با این قاره جدید باید چه کرد؟ باید کتاب‌های درسی را تغییر داد و تعداد قاره‌ها را به هشت افزایش داد؟ مثل همین پلوتو که همیشه بعنوان سیاره نهم منظومه شمسی در کتابهای درسی حضور داشت اما در چند سال گذاشته از این عنوان خلع شد و به جسم فرانپتونی تنزل مقام پیدا کرد.
هیچ نهاد مرجع بین‌المللی برای شناسایی رسمی قاره‌ها وجود ندارد. شاید گذر زمان و تحقیقات بیشتر به این قاره هشتم آنقدر وزن و اعتبار بدهد که نویسندگان کتاب‌های درسی را به تغییر تعداد قاره ها متقاعد کند.

ادامه مطلب بروید
 
 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱٢/٢ | ٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
کشف مواد اورگانیک بر سطح سیاره کوتوله سرس 
محققان اخیراً ترکیب هایی ارگانیک در سیاره کوتوله «سِرِس» یافته اند که بزرگترین شی در کمربند سیارکی میان مریخ و مشتری به شمار می رود. ترکیب های ارگانیک، آجرهای ساختمان حیات زمینی به شمار می روند و این کشف می تواند به آن معنا باشد که نوعی حیات ابتدایی در سرس شکل گرفته است.
با نقشه برداری مادون قرمز به کمک طیف سنج موجود در فضاپیمای Dawn، که طی سال 2007 توسط ناسا به فضا فرستاده شد، محققان قادر به شناسایی ترکیبات ارگانیک بوده اند. این فضاپیما از سال 2015 به دور سرس می چرخد و پیش تر وجود نمک و آمونیاک را در این سیاره کوتوله تایید کرده بود. علاوه بر این، تلسکوپ ها یخ آب و کربنات را نیز در سرس شناسایی کرده بودند. تمام این ترکیبات می توانند به صورت تئوری، به پدید آمدن حیات منجر شوند.
به گفته سیمون مارچی، یکی از محققین ارشد انستیتو تحقیقاتی ساوث وست: «سرس شواهدی از وجود کانی های آبدار آمونیاک، یخ آب، نمک و مواد ارگانیک را نشان می دهد. با این کشف جدید، Dawn معین ساخته که سرس شامل ترکیبات کلیدی برای شکل گیری حیات است.»
محققان همچنین باور دارند که این ترکیبات، روی سرس تولید شده اند و به همراه شهاب سنگ یا سیارکی به این سیاره کوتوله نیامده اند. محققان می گویند که سالم باقی ماندن این مواد، بعد از برخورد میان سیارات و میزان حرارتی که تولید می شود، به هیچ وجه امکان پذیر نیست. اما هنوز مشخص نشده که این ترکیبات دقیقاً به چه شکل به سطح سیاره سرس آمده اند.
در نهایت گفتنی است که سرس چیزی بالغ بر 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمده و درک ساختار معدنی و شکل گیری یا عدم شکل گیری حیات روی آن، می تواند به محققان در درک بهتر چگونگی به وجود آمدن حیات در سیاره ما کمک کند. سرس را می توان بعد از مریخ، بهترین شانس محققان برای یافتن حیات غیر زمینی در منظومه شمسی دانست.
در نهایت گفتنی است که سرس چیزی بالغ بر 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمده و درک ساختار معدنی و شکل گیری یا عدم شکل گیری حیات روی آن، می تواند به محققان در درک بهتر چگونگی به وجود آمدن حیات در سیاره ما کمک کند. سرس را می توان بعد از مریخ، بهترین شانس محققان برای یافتن حیات غیر زمینی در منظومه شمسی دانست.
در نهایت گفتنی است که سرس چیزی بالغ بر 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمده و درک ساختار معدنی و شکل گیری یا عدم شکل گیری حیات روی آن، می تواند به محققان در درک بهتر چگونگی به وجود آمدن حیات در سیاره ما کمک کند. سرس را می توان بعد از مریخ، بهترین شانس محققان برای یافتن حیات غیر زمینی در منظومه شمسی دانست.
در نهایت گفتنی است که سرس چیزی بالغ بر 4.5 میلیارد سال پیش به وجود آمده و درک ساختار معدنی و شکل گیری یا عدم شکل گیری حیات روی آن، می تواند به محققان در درک بهتر چگونگی به وجود آمدن حیات در سیاره ما کمک کند. سرس را می توان بعد از مریخ، بهترین شانس محققان برای یافتن حیات غیر زمینی در منظومه شمسی دانست.
منبع :  http://www.dailygalaxy.com/
 


تاريخ : ۱۳٩٥/۱٢/٢ | ٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
کوپرنیکوس که بود ؟
نیکولاس کوپرنیک در سال 1473 در شهر تورن واقع در لهستان متولد شد و چون پدرش را از دست داده بود تربیت و پرورش او بدست عمویش انجام گرفت، عمویش که یکی از کشیشان بزرگ بود او را برای تحصیل به دانشگاه کراکووی فرستاد. کوپرنیک در 23 سالگی برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه پادو وارد شد و ضمنا در دانشگاه بولونی تحصیل نجوم می‌کرد، طولی نکشید که در اثر بروز استعداد خویش یک کرسی تدریس ریاضیات را بدست آورد.
به ادامه مطلب بروید
 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱٢/٢ | ٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
در واقع طبق گفته‌ی دانشمندان تعداد جهان‌های دیگر غیر از ما بسیار زیاد است. فیزیک‌دانان تاکنون به شکل‌های مختلفی نشان داده‌اند که فرضیه‌ی چندجهانی  می‌تواند ممکن باشد. به کمک جنبه‌های مختلف قوانین فیزیک می‌توان امکان وجود جهان‌های دیگر را نشان دهیم.
جهانی درون جهان دیگر
عده‌ای این ایده را مطرح کرده‌اند که در بعضی از این جهان‌ها کسانی هستند که شباهت زیادی به ما دارند و شبیه به ما زندگی می‌کنند. این ایده با روان ما بازی و خیال‌پردازی را در ما بیدار می‌کند. به همین دلیل است که نظریه‌ی چندجهانی، علیرغم اینکه بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد، تا این حد محبوبیت دارد.
البته همان‌طور که «مری جین روبنستاین»، یک فیلسوف دین در کتابش به نام «جهان بی پایان» توضیح می‌دهد، فرضیه‌ی چندجهانی اصلا ایده‌ی جدیدی نیست.
در اواسط قرن 16 میلادی، کوپرنیک اعلام کرد که زمین مرکز جهان نیست. چند دهه بعد، گالیله با تلسکوپش آسمان را رصد کرد و به عظمت کیهان پی برد.
به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/۳٠ | ٩:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
باز هم صحبت از نور است! این بار در یک آزمایش، روش جدیدی برای دستیابی آزمایشگاهی به دنیای کوانتومی، امکان پذیر شده است. محققان دانشگاه 
کنستانس آلمان در این آزمایش، نشان دادند که چکونه می توان میدان خلا کوانتومی را دستکاری کرد. با ذستکاری میدان خلا، می توان انحراف از حالت پایه فضای خالی را درک کرد و این موضوعی است که تنها می توان آن را در چارچوب نظریه کوانتومی نور، درک کرد.
این پژوهش جدید بر پایه کاری که همین تیم در اکتبر ۲۰۱۵ در زمینه پدیده های فوق سریع و فوتونیک انجام دادند، و نتیجه آن در ژورنال ساینس منتشر شد، انجام دادند. در آن آزمایش، دانشمندان سیگنال هایی را در “عدم” یا “هیچ” تشخیص دادند. این پیشرفت علمی، می تواند به حل مسائلی که فیزیکدانان مدت ها با آنها، دست و پنجه نرم می کردند کمک کند؛ مسائلی از درک عمیق تر ماهیت کوانتومی تابش تا تحقیق روی ویژگی های جذابی مانند ابررسانایی دمای بالا.
ابن آزمایش به کمک یک تکنیک اندازه گیری نوری بسیار مهم، امکان پذیر شد. 
به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٩ | ٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
صحبت در مورد عشق و تجربیات عاشقانه بسیاری ازمردم را به یاد ارتباطات پر رمز و راز قلبی می‌اندازد. روابطی که در آن دو نفر می‌گویند که همزمان به فکر هم می‌افتیم، می‌دانیم دیگری به چه چیز می‌اندیشد یا چه احساسی دارد! اما آیا آن گونه که عشاق ادعا می‌کنند و در داستان‌های عاشقانه می‌بینیم، تاثیر‌گذاری دو جسم بر هم دیگر آن‌هم از راه دور امکان پذیر است؟ بله، به لطف پدیده عجیب و غریب و دور از ذهنی به نام درهم تنیدگی کوانتومی، این ارتباطات در سطح زیر اتمی نیز وجود دارد.
اساس درهم تنیدگی کوانتومی این است که دو ذره می‌توانند به صورت تنگاتنگی با یکدیگر در ارتباط باشند و هر تغییری در که یکی از آن‌ها ایجاد شود، در دیگری نیز اتفاق می‌افتد؛ حتی اگر میلیون‌ها سال نوری از هم فاصله داشته باشند.
در سال ۱۹۶۴ فیزیکدانی به نام جان بل (John Bell) فرضه‌ای را مطرح کرد، مبنی بر این که حتی اگر فاصله ذرات بسیار زیاد باشد این تغییرات می‌تواند به صورت آنی و بلافاصله انجام شود. قاعده بل در فیزیک مدرن دارای اهمیت خاصی است اما به نظر می‌رسد که درک اندکی از آن وجود دارد.
با همه این ها آلبرت انیشتین ثابت کرد که اطلاعات نمی‌تواند سریعتر از سرعت نور منتقل شود. انیشتین در یک جمله مشهور پدیده درهم تنیدگی کوانتمی را با عنوان “عمل شبح‌وار از فاصله دور” توصیف کرده است.
ادامه مطلب :

 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٩ | ٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
الکترون در اتم ، علاوه بر این که تحت تأثیر نیروی جاذبه هسته ، به دور آن می‌‌چرخد، دارای یک حرکت چرخشی به دور خود نیز می‌‌باشد. این نوع چرخش را اصطلاحا اسپین الکترون می‌‌گویند. «اسپین» واژه انگلیسی (Spin) است که به معنای چرخش می‌‌باشد. اسپینترونیک یا الکترونیک اسپینی علم استفاده از اسپین الکترونها در الکترونیک است. اسپین  الکترونها ، چگونگی حرکت الکترون به دور هسته می‌باشد و حضور الکترون را در هر نقطه در هر لحظه ؛ احتمالی در نظر گرفته‌اند. در اسپینترونیک؛ حالت بالا و پایین اسپینی به جای صفر و یک یا مثبت و منفی استفاده می‌شود و در آینده تحولی در دستگاههای میکروالکترونیکی بوجود خواهد آورد. این ویژگی برای ساخت دستگاههای باینری بسیار کوچک ، یعنی در مقیاس اتمی ، مورد استفاده قرار می‌گیرد که انرژی کمتری لازم خواهند داشت.
هدف اسپین‌ترونیک ساخت قطعاتی است که اطلاعات در آن توسط اسپین الکترون ،بجای بار آن‌، حمل می‌شوند. مابقی جستجو و تلاالکترون  یافتن موادی صرف می‌شود که در آن‌ها الکترون‌ها در حالت اسپینی یکسانی قرار دارند. براساس پژوهشی که Fabrizio Nichele و همکارانش به  انجام رسانده‌اند یک انتخاب امیدبخش برای چنان قطعاتی انباشته‌ای از دو نانولایه‌ی نیمه‌رسانا است. این تیم دریافته‌اند که تقریباً ۱۰۰ درصد الکترون‌های رسانشی در این قطعه‌‌ی ترکیبی ( کامپوزیتی) اسپین خود را در حالت کوانتومی یکسانی قرار می‌دهند
 حالتی با قطبش اسپینی بیش از ۵ برابر بیشتر از آن‌چه توسط تک‌تک لایه‌های نیم‌ رسانا نشان داده شده است.
این پژوهش‌گران دو «چاه کوانتومی» به ضخامت ۵ نانومتر از جنس گالیوم آنتیموناید بر روی لایه‌ی ضخیم‌تری از ایندیوم آرسناید را بین دو لایه‌ی عایق ساندویچ کرده‌اند. هردوی این نیم‌رساناها حاوی عناصر سنگین هستند که باعث می‌شود اثر اسپین-مدار که جهت اسپین یک الکترون را به اندازه حرکتش پیوند می‌دهد، افزایش یابد. این اثر موجب می‌شود تا الکترون‌های بیشتری در یک اسپین قرار گیرند اما این قطبشِ اسپینی در بسیاری از نیم‌رساناها (شامل گالیوم آنتیمناید) در حدود ۲۰ درصد به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد.
منبع : nbcnews.com 
کانال تلگرام کیهانشناسی و کوانتوم :
telegram.me/persiancosmology

 


تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٩ | ٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()

داروین در دفترچه خاطرات خود مینویسد: به خاطر دارم که وقتی در شیلی در امریکای جنوبی بودم فکر میکردم وقتی خواهم توانست از زندگی راضی باشم که چیزی به علوم طبیعی بیافزایم و من اینکار را تا انجا که نیروی عقلانی من را یاری کرده است به خوبی انجام داده ام .

 

وی در بازه زمانی 50 سال  به مکانهای زیادی سفر های تحقیقاتی کرد از جمله جزیره پورتوریا –بندر باهاریا برزیل- و سپس اروگوئه ارژانتین و شیلی –پرو و تاهیتی زلاندنو و استرالیا و جزایر مریس –سنت هلنو جزایر گالاپاگوس و ... غیره

داروین از بررسی جانوارن و گیاهان امریکای جنوبی و جزایر اطراف ان و قیاس انها به سه نتیجه مهم میرسه :

به ادامه مطلب بروید :
 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/۱٩ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
🔵مهم‌ترین روش‌های کشف سیاره‌های فراخورشیدی چیست؟
روش‌های زیادی برای کشف سیاره‌های فراخورشیدی وجود دارد که از این بین، دو روش معمول‌تر و متداول‌تر است، به همین دلیل من همین دو روش متداول را در اینجا تشریح می‌کنم.
1. پدیده گرفت یا روش گذر: در این روش تغییر در شدت نور یک ستاره را زیر نظر می‌گیرند، زیرا اگر یک سیاره از مقابل یک ستاره عبور کند، از شدت نور ستاره کاسته می‌شود و زمانی‌که سیاره به‌طور کامل از مقابل ستاره رد شد، شدت نور ستاره یک‌بار دیگر زیاد می‌شود. البته پدیده کاهش و افزایش شدت نور، زمانی قابل مشاهده است که سیاره در خط دید ما باشد، یعنی زمین و سیاره فراخورشیدی و ستاره مادر آن سیاره، همگی در یک راستا باشند.
به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/۱٧ | ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
ثابت هابل فاکتوری بحرانی برای اخترشناسی مدرن است به گونه ای که می تواند به تایید یا تکذیب این که تصویر ما از جهان (که متشکل است از انرژی تاریک، ماده ی تاریک و ماده ی نرمال) آیا در واقع صحیح است یا این که چیزی بنیادی را از دست داده ایم کمک می کند.
با استفاده از ۳ کهکشان به عنوان لنزهای گرانشی غول پیکر، گروهی بین المللی از اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل اندازه گیری مستقلی از میزان سرعت انبساط کیهان انجام داده است. 
ثابت هابل (سرعت انبساط کیهان) یکی از کمیت های بنیادین برای توصیف جهان ماست. 
اندازه گیری جدید به طور کامل مستقل است از (اما در توافق با) سایر اندازه گیری های ثابت هابل در جهان محلی که از ستاره های متغیرهای قیفاووسی و ابرنواخترها به عنوان نقاط مرجع heic 1611 استفاده می کند.
در حالی که مقدار ثابت هابل معین شده توسط پلانک با درک کنونی ما از کیهان مطابقت دارد، مقادیر به دست آمده توسط گروه های مختلف از اخترشناسان برای جهان محلی با مدل نظری پذیرفته شده ی ما از جهان در توافق نیست.
انرژی تاریک یک نیروی مرموز است که حدود سه چهارم جهان را می سازد و سبب انبساط کیهان می شود. ماده ی تاریک حدود یک چهارم کیهان را می سازد و یک کشش گرانشی را بر روی نور و ماده ی "عادی" مریی ایجاد می کند.
اخترشناسان HOLiCOW سه کهکشان این چنینی را مورد مطالعه قرار داده اند، هرکدام از آن ها نور را از حتی اخترنمای دورتر (جسمی کیهانی که درخشندگی آن به طور تصادفی نوسان دارد) خمیده می کنند. در هر مورد لنزهای گرانشی تصاویری چندگانه از اخترنما را ایجاد می کنند.
از آنجا که جرم در سرتاسر این کهکشان های حجیم به طور یکسان توزیع نشده است، برخی نواحی نور را از دیگر نواحی بیشتر خمیده کرده یا سرعت آن را بیشتر کم می کنند. بنابراین نور حاصل از اخترنما بسته به مسیری که از میان لنزها عبور می کند در زمان های مختلف وارد می شوند. با آنالیز "دیرکرد انتقال"، محققان می توانند به عدد ثابت هابل برسند. 
یکی از محققان (ادوارد روسو) توزیع جرم را در طول خط دید از اخترنما تا تلسکوپ اندازه گیری کرده است. اعضای تیم دیگری زمان دیرکرد نور، و توزیع جرم را در کهکشان عدسی اندازه گیری کرده اند.
این سه فاکتور به ما اجازه می دهند تا اندازه گیری دقیقی از ثابت هابل را انجام دهیم.
مترجم:مهرک فرجی 
منبع: iflscience.com
telegram.me/persiancosmology
 


تاريخ : ۱۳٩٥/۱۱/۱٧ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
مطالب قدیمی تر
  • ویندوز سون | آنکولوژی