((از مستند طرح بزرگ هاوکینگ ))

------------------------------------------------

 – سوال در مورد اینکه ایا هوشی برتر یا موجودی برتر کیهان را کنترل میکند یا ساخته است از مرموز ترین و پیچیده ترین سوالهای تاریخ بوده که از فلسفه تا علم هنوز پاسخی برای ان پیدا نکردند – قدیم ها جواب ساده تر بود و همه میگفتند خدایان همه چیز را خلق کرده اند .

به ادامه مطلب بروید 

 


مردم به خواطر اتفاقات طبیعت خدایان مافوق طبیعی را خلق میکردند . مثل اذرخش – طوفانها – و حتی رخداد هایی چون ماه گرفتگی و یا خورشید گرفتگی تصور کنید بدون توضیح علمی چقدر میتوانسته این موضوعات برای مردمان ان دوره وحشتناک باشه و باعث تولید خدایان متعدد گردد . ما در طول تاریخ مداوم فهمیدیم جهان انگونه که به نظر میرسه غیر طبیعی نیست .

300 قبل از میلاد در یونان باستان فیلسوفی با نام "استارخوس " شیفته خوسوف خورشید شده بود یا همان ماه گرفتگی – او انقدر شجاع بود که بپرسد ایا این کار خدایان است ؟ یانه

 

 

او متوجه شد که خورشید گرفتگی در واقع تحت الشعاع این سایه از زمین و نور عبور کرده از ماه بود و نه یک رویداد فوق طبیعی

او استنتاج کرد که زمین مرکز کیهان نیست البته همه فکر میکردند اینطور است – او قبول داشت زمین به دور خورشید میچرخد . او همچنین فهمیده بود ستاره های اسمان حفره هایی در اسمان نیستند بلکه خورشید هایی شبیه ما هستند . ولی در فاصله ای دورتر .

کیهان یک ماشین است با قوانین مشخص که میشه با مغز انسان به قوانینش پی برد همانطور که امروز پی بردیم. کشف این قوانین بزرگترین دستاورد بشر بوده که قوانین حاکم بر زمین و کیهان هستند و نیازی به موجودی مافوق بشری و تخیلی نیست .

 

 

این نقطه ی اختلاف بزرگی بین ادیان و علم است – در سال 1277 پاپ مسیحیت یعنی پاپ جان احساس کرد پیگیری قوانین طبیعت در واقع ضرر به دین است پس وی چنین کاری را ارتداد اعلام کرد . چند ماه بعد سقف بالای سر پاپ شکست و روی سرش فرو ریخت – اما این پایان کار نبود مذهبیون دست به کار شدند و گفتند قوانین طبیعت کار خداست . خدا هم اگر بخواهد میتواند انها را بشکند . در سال 1609 بود که گالیله قدم بزرگی در تاریخ علم برداشت و او را بنیان گذار علم مدرن روز میدانند . او به وسیله لنزهایی که در ان زمان ساخته شده بود توانست تا 20 برابر اسمان را زیر نظر بگیرد. با دقت ان لنز ها را به یک تلسکوپ مونتاژ کرد . او با استفاده از این تلسکوپ سیاره مشتری را مورد مطالعه قرار داد .

 

 کشف حیرت انگیزی کرد . فهمید سه تا نقطه نورانی کوچک اطراف مشتری هستند او ابتدا فکر میکرد ستاره های ریز هستند ولی بعد از چند شب دید که سیاره مشتری این سه نقطه را گویی با خود حمل میکند ! او نقطه چهارم را نیز کشف کرد و فهمید بعضی اوقان این نقاط پشت مشتری محو میشوند .   و دوباره پدیدار میشوند . او فهمید این نقاط باید قمرهای مشتری باشند که به دور سیاره میچرخند – او اینجا بود که کشف کرد حداقل اجسامی هستند که به دور زمین نمیچرخند . او سپس کشف کرد زمین باید به دور خورشید بچرخد . کشفیات گالیله انقلابی در علم و فهم ما از کائنات بود . که در نهایت منجر به برتری علم بر دین شد . البته انها ازار زیادی از سمت کلیسا دیدند . او به بازداشت خانگی در 9 سال پایانی عمرش محکوم شد البته قرار بود اعدامش کنند . 300 سال پس از وی قوانین بیشتری کشف میشد و علم شروع کرده بود به توضیح و توصیف همه چیز. از زمین لرزه ها تا نور و توفان و تا اینکه چگونه ستارگان انقدر پرنور هستند . هر کشف جدیدی بیشتر نیاز به خدا را حذف میکرد . در سال 1985 با حضور در یک کنفرانس کیهان شناسی در رم پاپ مسیحیت گفت که خوب است در مورد قوانین و کارکرد کیهان مطالعه کرد اما نباید در مورد منشا ان سوال کنیم . برای اینکه ان کار خداست!!! انسان نمیتواند کنجکاوی خود را خاموش کند به عنوان یک کیهان شناس این وظیفه ماست. که بفهمیم کیهان از کجا امده و چطوری ؟

خوشبختانه خیلی سخت به نظر نمیرسد . با وجود پیچیدگی های عالم و عظمتش ظاهرا ما برای ساخت چنین کیهانی به سه ماده نیاز داریم . اول موادی هستند که دارای جرم میباشند . ماده همه جا هست از زیر پایمان گرفته تا عمق کیهان . {اب گاز غبار سنگ مایعات ابرهای وسیع از گاز و ....}

 

 

 دومین چیزی که نیاز دارید انرژی است – در طول روز با انواع و اقسام انرژی ها رو در رو هستیم و درکش میکنیم از خورشید گرفته تا وسایل تکنولوژیک خودمان

خب ما ماده و انرژی داریم – سومین چیزی که نیاز است تا کیهانی ساخته بشه فضایی عظیم  میباشد . خب تمام این ماده و انرژی و فضا از کجا امده است ؟ ما تا قرن 20 هیچ پاسخی برای این موضوع نداشتیم – پاسخ از دانش یک مرد نشات میگیرد شاید قابل توجه ترین دانشمندی باشد که تا به امروز زیسته است "البرت انیشتین "

وی متوجه چیز عجیبی شده بود که دو مورد از مواد اصلی مورد نیزا برای جهان را داشت . یعنی جرم و انرژی .

معادله معروفش E=MC^2   بسیار ساده قابل فهمه یعنی جرم را میتوان به عنوان یک نوع از انرژی و برعکس تلقی کرد . پس به جای سه تا مورد ما میتوانیم بگیم کیهان به دو مورد نیاز داشت تا شکل بگیرد – انرژی و فضا –

 

 

خوب انرژی و فضا خودشون از کجا امدند ؟ جواب پس از دهه ها کار دانشمندان به دست امد – فضا و انرژی به طور خود به خودی در نقطه ای که امروز بهش میگیم "بیگ بنگ " شکل گرفته اند . در ابتدای انفجار بزرگ کل جهان پر از انرژی به وجود امد انهم بهمراه فضا – درست مثل یک بالون در حال انفجار. همه این انرژی و فضا از کجا اومد؟ چگونه یک کیهان اینگونه پر از انرژی شد و وسعتی به نام فضا و هر چیزی که در درون ان است را از هیچ  به وجود اورد ؟ برای برخی این مساله مجددا یاداور " خدا " میباشد . ! بعد از این دستاورد علمی مذهبیون میگویند بسیار خوب پس خدا بوده که انرژی و فضا را خلق کرده اما دانشمندان داستان دیگری را بازگو میکنند .

 

 

رمز و راز بزرگ پاسخ در قلب خود بیگ بنگ است و به ما بگه چطوری کائنات فوق العاده بزرگ از فضا و انرژی میتواند از هیچ خلق شود – قوانین فیزیک خواستار چیزی به نام " انرژی منفی " است – وقتی بیگ بنگ رخ داد مقداری زیادی انرژی مثبت به طور همزمان همونقدر که انرژی منفی تولید شده بود میتوانست تولید کند اینجا به جایی میرسیم که انرژی مثبت و منفی به صفر میرسد . اینم یکی دیگر از قوانین طبیعت است – پس اون همه انرژی منفی کجاست ؟ این همون سومین ماده مورد نیاز در شکل گیری کیهان است . توی خودِ فضاست . ممکنه عجیب به نظر برسه اما با توجه به قوانین فیزیک در مورد گرانش و حرکت , فضا کارخانه ای گسترده از انرژی منفی است . انقدر هست که مطمئن شوید همه چیز به صفر میگراید . میدانم ریاضیات این مساله فهم و درکش سخته اما واقعیت دارد – بافتهایی بی پایان از میلیارد ها میلیارد کهکشان که نیروی گرانش هر کدامشان را به سوی یکدیگر کشیده و مانند یک دستگاه بزرگ ذخیره سازی عمل میکند ....جهان یک باتری بزرگ است که انرژی های منفی ذخیره میکنه ..

 

خب این یعنی چی ایا تلاشی است که بفهمیم ایا خدایی هست یا خیر ؟ این بدین معنی است که بفهمیم که اگر کائنات به سمت هیچ چیز سمت گیری میکنند . پس شما به خدایی نیاز ندارید ان را خلق کند – جهان در نهایت رایگان است .

 

ازانجا که میدانیم در جهان مثبت و منفی به صفر میگراید خوب چه چیزی باعث و بانی این مساله هست ؟ چه چیزی میتواند باعث خلق خود به خئدی عالم از هیچ گردد ؟ پاسخ دانشمندان این است که شما وقتی دنیای ریز اتمی را مورد مطالعه قرار دهید میفهمید خلق چیزی از هیچ ممکن است حداقل برای مدت کوتاهی  .در دنیای ریز اتمی ذراتی مثل پروتو نرفتاری با توجه به قوانین فیزیکی دارند که بهش میگیم " قوانین کوانتومی " و انها میتوانند به طور تصادفی ظاهر گردند . برای مدت زمانی گیر بیافتند و سپس دوباره ناپدید شوند . و دوباره در جای دیگری ظاهر گردند .

ازنجایی که میدانیم کیهان ما نیز روزی بسیار ریز بوده و اغازی کوانتومی داشته یعنی حتی از یک پروتون نیز کوچکتر بوده این بدین معنی است که چیزی قابل توجه است یعنی عالم خود به خودی با ان همه پیچیدگی که امروز  دارد به سادگی میتواند خود را بدون نقص توسط قوانین طبیعت به وجود اورد – در ان لحظه مقدار عظیمی از ماده و انرژی ازاد شد و فضا نیز خود به خود گسترش یافت –

اما باز یک عده این سوال حیاتی را میپرسند : ایا خدا باعث خلق قوانین کوانتومی شد ؟ ایا ما برای تنظیم این همه چیز نیاز به خدا داریم ؟ علم توضیخ قانع کننده تری نسبت به یک خالق الهی دارد .

 

ما همیشه اینطور بزرگ شدیم و ذهنیتمان شکل گرفته که هر چیزی باید علت و معلول مشخصی داشته باشد پس این طبیعی است که برای ریشه شکل گیری کیهانمان خدا را مسوول بدانیم .

 بگذارید مثالی بزنم برای روشنگری این موضوع :

به ابشاری که از کوه سرازیر است فکر کنید . چه چیزی باعث خلق ابشار شده ؟ حتما میگویید بارانی که از اسمان و ابرها میبارد . اما چه چیزی باعث شکل گیری باران شده ؟ خورشید که به اقیانوس ها میتابد و باعث بخار شدن قسمتی از اب و شکل گیری ابر در اسمان میشه ...خود خورشید چگونه انرژی دارد ؟ پاسخ در دل خورشید است در انجا اتمهای هیدروژن با پیوستن به هم تبدیل به هلیوم میشوند . و باعث ازاد شدن مقادیر عظیم انرژی در یک فرایند میشود . تا اینجا خوبه . خود هیدروژن از کجا امده ؟ جواب از بیگ بنگ است . قوانین طبیعت میتوانند در خود چیزی مثل پروتون را به وجود اورند . و احتیاج به هیچ چیزی در شرایط به وجود اوردن انرژی نداشته باشد – اما این امکان هست که هیچ چیز باعث انفجار عظیم نشده است –

 

این توضیح برمیگردد به نظریه های انیشتین . و بینش او که چگونه فضا و زمان در جهان شکل گرفت ؟ در واقع در هم تنیده هستند . برای فهم بیشتر این موضوع یک سیاه چاله شناور در فضا را در نظر بگیرید . یک سیاه چاله سراخی است در فضا که توسط یک ستاره سنگین ایجاد شده است که باعث سقوط ان در خودش میشود . به حدی پرجرم که حتی نور با ان سرعتش نمیشه از گرانشش  فرار کند بهیمن دلیل سیاه هستند .  میدان گرانشی چنین اجرامی انقدر عظیم هست که باعث پیچو تاب و انحراف نور میشوند و حتی زمان نیز در انجا چنین اتفاقی برایش میافتد . تصور کنید ساعتی به داخل سیاه چاله میافتد . هر چه ساعت به سیاه چاله نزدیک تر شود تیک تاک ها کندتر میشه – زمان سرعتش کم میشه . حال تصور کنید وارد سیاه چاله شد . البه این فرض است که اتفاقی برایش نیافتد . زمان در این هنگام میایستد . این یعنی در درون سیاه چاله به خودی خود زمانی وجود ندارد . این دقیقا همون چیزی هست که در اغاز کیهان شکل گرفت .

هاوکینگ میگوی من معتقدم زمان در ابتدای اغاز کیهان که نقشی را بازی میکند کلید نهایی برای از بین بردن یک طراح بزرگ است و اشکار شدن اینکه چطور جهان خودش را ساخته است ...

 

شما نمیتوانید به زمان قبل از انفجار بروید زیرا قبل از انفجار وجود ندارد . ما بالاخره جیزی را پیدا کردیم که علت ندارد زیرا در ان موقع زمانی نبوده تا علتی {افریننده ای }  باشد – زمان از بیگ بنگ اغاز شد درست مثل فضا ...درست مثل اینه به شما بگویند چهار گوشه زمین را پیدا کنید در صورتیکه زمین گرد و است و لبه ندارد .

در این متن دیدیم که چگونه کنجکاوی انسان باعث شد قوانین طبیعت را کشف کنه و روز به روز فلسفه و دین را منزوی تر بکند و بیشتر دست موجودی برتر کوتاه تر شد .

لینک قسمت های قبلی :

قسمت اول = http://hoshefarazamini.persianblog.ir/post/971/

قسمت دوم = http://hoshefarazamini.persianblog.ir/post/1005/

{با نام سایت و نویسنده به اشتراک بگذارید }  



تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٦ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
  • ویندوز سون | آنکولوژی