شبهه ۲: اگر فرگشت واقعا اتفاق افتاده پس قضیه حلقه مفقوده داروین چیست؟ چرا هنوز سنگواره های (فسیل‌ها) حلقه‌ های میانی پیدا نشده‌اند؟

پاسخ: این هم از بدفهمی‌های رایج است. راستش گاهی خنده‌ام می‌گیرد که چه طور هنوز چنین چیزی توسط برخی عنوان می‌شود! عزیزان ۱۵۰ سال از ایده داروین گذشت! این شبهات دیگر فسیل شده و به تاریخ پیوسته! شاید وقت آن رسیده که چند تا مقاله و کتاب به‌ روز هم در مورد دانش فرگشت بخوانیم. دو تا نکته هست.

نخست آنکه، منظور از حلقه یا زنجیره گم شده چیست؟ باید توجه داشت که فرآیند گونه زایی (به وجود آمدن گونه جدید از گونه قبلی) فرآیندی تکه تکه و منقطع نیست؛ بلکه یک فرآیند به هم پیوسته و تدریجی است. در واقع می‌توان تمامی جاندارانی که تا کنون به وجود آمده‌اند و مرده‌اند را حلقه میانی نامید.

به ادامه مطلب بروید 
 

. همچنین جاندارانی که امروز زنده هستند هم نسبت به جانداران قبل و بعد از خود جانداران میانی به حساب می‌آیند. در واقع گونه میانی چیز خاصی نیست و تمام جانداران گونه میانی‌اند. این از شانس ما بوده که توانسته‌ایم جسته و گریخته فسیل‌هایی در این میان پیدا کنیم. و برای راحتی خودمان آنها را نامگذاری کرده‌ایم و فسیل‌هایی که از نظر زمانی از هم دورتر بوده‌اند و بیشتر با هم اختلاف داشته‌اند را گونه‌های میانی نام نهاده‌ایم. حتما توجه دارید که این در واقع یک چیز قطعی نیست. به همین دلیل است که گاهی زیست‌شناسان در نامگذاری جانداران دچار مشکل می‌شوند. چون سیر جانداران یک سیر پیوسته است و ما برای راحتی کار خودمان آنها را «گونه» می‌نامیم و دسته‌بندی می‌کنیم.

چیزی که من همیشه می‌گویم این است که طبیعت یخچال فریزر نیست و مسئول حفظ و نگهداری اجساد مردگان نیست! تنها درصد بسیار کمی از همه جاندارانی که هرگز زنده بوده‌اند فسیل تشکیل می‌دهند. همین‌هایی هم که مانده‌اند واقعا عالی است و ما شانس آوردیم که اجساد برخی جانداران در این میان به شکل فسیل شده باقی مانده و ما هم برخی از آنها را پیدا کرده‌ایم! البته باید توجه داشت که شواهد فسیلی از زمان داروین تا کنون بسیار بسیار متنوع‌تر و بیشتر شده‌اند. مثلا فسیل‌های هومینیدهای بسیاری از اجداد انسان و انسان‌نماهایی که منقرض شده‌اند؛ مثلا «نئاندرتال‌»ها به دست آمده‌است. یا مثلا ما فسیل‌هایی پیدا کرده‌ایم که گذار از ماهی به دوزیست، از خزنده به پستاندار، یا از دایناسور به پرنده و… را نشان می‌دهند.

دوم اینکه، اصلا فرض کنیم بدشانسی می‌آوردیم و اجساد «همه» جانوران قدیمی به شکلی نابود می‌شد (مثلا با تجزیه و در آتشفشان و…) در آنصورت باز هم تفاوتی نمی‌کرد! فرگشت به قدرت امروزینش باقی می‌ماند. چرا؟ چونکه مدارک فرگشت تنها فسیلی نیستند. انبوهی از شواهد مختلف از فیلدهای مختلف علمی فرگشت را ساپورت می‌کنند. ازجمله مهمترین آنها زیست‌شناسی ملکولی و شواهد ژنی است. اگر اصلا هیچ فسیلی وجود نمی‌داشت؛ هیچگونه شواهد جنینی نبود؛ آناتومی مقایسه ای جواب نمی‌داد؛ و توزیع جغرافیایی جانداران بر روی کره زمین هم فرگشت را تایید نمی‌کرد؛ در آنصورت باز هم شواهد ژنتیک مقایسه‌ای فرگشت را اثبات می‌کرد. وقوع فرگشت و اینکه ما از جانوران پیشین فرگشت یافته‌ایم یک فکت علمی است مثل اینکه زمین به دور خورشید می‌چرخد. حال کار «نظریه» فرگشت این است که مکانیسم‌های وقوع «فکت» فرگشت را توضیح می‌دهد.

 از پیج فیس بوک اتئیستها و اگنئوستیک های ایرانی 

پستهای قبلی در مورد گونه های قبلی انسان را بخوانید 



تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢۱ | ٩:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
  • ویندوز سون | آنکولوژی