طبق نظریه نیوتون میدان گرانشی به هیچ وجه به حرکت ماده بستگی ندارد پس اگر کره ای در حال چرخش جرم برابر با کره ای ساکن داشته باشد میدانهای گرانشی دوکره یکسان است . طبق نظریه انیشتین اینطور نیست .
به ادامه ی مطلب بروید.

میدانهای گرانشی دوکره اختلاف کمی باهم دارند . این اختلاف چیست؟
((گویاترین تصویر از این اختلاف زمانی است که جرم در حال چرخش با میدان گرانشی گردابی احاطه شده باشد که همه اجرام را در حرکتی دایره ای به دنبال خود میکشد حالت دیگر انست که بگوییم لایه های فضا حول جسم میچرخند . و سرعت زاویه ای چرخش انها تابعی از فاصله است . این سرعت در فواصل زیاد کم هست و هر چه به جرم نزدیک تر شویم بیشتر میشود . اسانترین روش برای تشخیص ان قرار دادن یک ژیروسکوپ در نزدیکی جسم در حال چرخش هست . اگر جسم ساکن باشد جهت ژیروسکوپ به سمتی است که نسبت به ستاره های دور تغیری نمیکند . اما اگر نزدیک به جسم در حال چرخش باشد محور ژیروسکوپ کمی ارام میچرخد . ))
گویا میدان گرانشی گردابی یک ستاره با کمیتی که فیزیکدانها ان را اندازه حرکت زاویه ای جرم مینامد کاملا تعین میشود . برای سک ستاره معمولی مقداری برابر با حاصلضرب سرعت چرخش در استوا ...جرم ستاره ... و شعاع ستاره است 
پس فروپاشی یک جرم در حال چرخش باعث تولید سیاه چاله ای چرخان میکند . ..چرخش سیاه چاله یعنی چی؟ 
یعنی سیاه چاله با میدان گرانشی گردابی که از فروپاشی به جای مانده احاطه شده است . این میدان گاه گرداب گرانشی نامیده میشود . هر چه به سیاه چاله نزدیک تر بشویم این گرداب اثر قوی تری دارد . 
همونطور که زمین و ستاره ها میچرخند سیاه چاله ها نیز دارای چرخش هستند . اگر چرخش وجود نداشت سیاه چاله ها دقیقا کروی میشدند . و در نبود چرخش مقدار نیروی گرانش در کره شوارتزشلید به بی نهایت میرسید . 
قبلا در مورد افق رویداد صحبت کردیم مکانی است که سیاه چاله را از فضای عادی جدا میکند و یه جورایی مرز بین سیاه چاله و فضای عادی میباشد . 
گرانش خارج از این افق بر سطحی که ارگوسفر نام دارد بی نهایت میشود . هر چه سرعت چرخش بیشتر باشد این سطح مرزی دورتر قرار خواهد داشت . 
میدان گردابی جسم را در حرکت نسبت به سیاه چاله به دنبال خود میکشد . همه اجرام در داخل سطح ارگوسفر حرکتی چرخشی حول سیاه چاله دارند . 
سطح ارگوسفر مرز سیاه چاله نیست چون جسم میتواند از داخل ان فرار کند ... وقتی به سیاه چاله نزدیک میشویم به جایی به نام افق میرسیم که پیش تر در موردش توضیحی دادیم ... 
اجسامی که روی این سطح قرار دارند تنها میتوانند به طرف سیاه چاله حرکت کنند . حرکت به سمت بیرون ممنوعه . هیچ اطلاعاتی از روی این سطح نمیتواند به سمت ناظری که بیرون از سیاه چاله ایستاده برسد . 
در این قسمت گرانش باعث میشود اجرام حول محور دایره ای سیاه چاله بچرخند . مثل گرداب 
اما چه بر سر جسمی که در سیاه چاله سقوط میکند میافتد ؟ مسیر ان جسم در ابتدا در جهت چرخش منحرف میشود . ارگوسفر را قطع میکند و به ارامی به افق نزدیک میشود . جسم در حال سقوط به هر نقطه ای از افق برسد سرعت زاویه ای ان همواره یکسانه . این ویژگی بسیار مهم سیاه چاله های چرخان است . 
برای یک ناظر بیرون سیاه چاله نور منتشر شده از این اجسام به تدریج قرمز تر شده و نهایتا محو میگردد . ناظر ها نمیتوانند انچه که در زیر خط افق میافتد را ببینند یا اطلاعاتی از ان را به دست اورند . 
چرخش سیاه چاله نیز نمیتواند سرعت دلخواهی داشته باشد . مساله این است که اگر جرم اولیه خیلی سریع بچرخد سیاه چاله نمیتواند تشکیل شود . پس جرم به قرصی با شعاعی بسیار بیشتر از شعاع گرانشی تبدیل میشود و در نتیجه سیاه چاله ای رخ نمیدهد . 
اگر سیاه چاله ای چرخان باشد ذرات نزدیک به دهانه سیاه چاله راحت تر در خلاف جهت چرخش به دام میافتند . 
آرش بوالحسنی – وبلاگ هوش فرازمینی


تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۳ | ٥:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
  • ویندوز سون | آنکولوژی