قرن ها پیش وجود پدیده ای به نام منظومه ی شمسی برای همگان مفهومی نداشت ...بیشتر ستاره شناسان بر پایه نظریات فیلسوفانی مانند ارسطو و بطلمیوس بر این نظر بودند که زمین مرکز کائنات هست و ستارگان به دور آن در کره ای محدود و مدور در حال چرخش هستند (کره ی سماوی ) 
بیشتر اصول ریاضی و قوانین حرکت ستارگان و زمن بر پایه همین نظریه ها سوار بود تا اینکه دانشمندانی همچون کوپرنیک ، کپلر و گالیله تحولی عظیم در علم ستاره شناسی به پا کردند .
به ادامه ی مطلب بروید.

کوپرنیک با رد نظریه زمین مرکزی بطلمیوس اعلام کرد که این در واقعا خورشید است که در مرکز قرار دارد و زمین و دیگر سیارات به دور آن در حرکت هستند پس از آن یوهانس کپلر منجم آلمانی در تایید نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک قوانین و ساختار حرکتی سیارات را کشف و آشکار کرد و سپس گالیله منجم ایتالیایی با اختراع اولین تلسکوپ توانست برای اولین بار نمایی نزدیک از سیارات منظومه ی شمسی مشاهده کند. 
پس از مشاهده های گالیله نگرش جهانیان نسبت به ساختار کیهان و حرکت ستارگان کاملا دگرگون شد هرچند در اوایل این نظریه ها توسط کشیش های تند روی مسیحی در زمان جاهلیت عهد تاریک به شدت محکوم شدند اما بعد ها با ظهور دوران رنسانس عصر روشن گرایی و بازگشت فلسفه ی اومانیستی در عرصه ی هنر و علم درهای باز به سمت نظریه های جدید گشوده شد و علم پا به عصری نوین در فهم و درک هستی و کائنات نهاد. 
پس از قبول کردن مدل خورشید مرکزی ، واژه ی منظومه ی شمسی به تدریج از اوایل قرن 18 و 19 شکل گرفت و سیارات منظومه با پیشرفت علم و تکنولوژی تلسکوپ های زمینی به تدریج کشف شدند. 
اکنون ما میدانیم که زمین سومین سیاره ی منظومه ی شمسی است قبل از آن عطارد و زهره و بعد از ان مریخ مشتری زحل اورانوس و نپتون قرار دارند. ( 8 سیاره ) 
از قرن 19 میلادی تا کنون پرسش های مختلفی در مورد چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی مطرح شد و جدیدترین و پذیرفته شده ترین نظریه در این مورد فرضیه سحابی نام دارد که در این نظریه منظومه ی شمسی از یک ابر مولکولی بزرگ و دیسکی از گازها و گرد و غبارهای بین ستاره ای شکل گرفته ، در مرکز این سحابی تراکم و فشار زیاد بوده و باعث تشکیل ستاره ای به نام خورشید شد و بقیه ی گازها به صورت دیسک های پیش سیاره ای باقی مانند تا اینکه در اثر گرانش و تراکم کم کم سیارات منظومه ی شمسی را تشکیل دادند. 
فرضیه سحابی برای اولین بار در قرن 18 توسط امانوئل سویدنبرگ ، امانوئل کانت و پیر سیمون لاپلاس ارائه شد و پیشرفت های بعدی مدل سازی های این نظریه را بهبود بخشید.
سرنوشت منظومه ی شمسی ما چه خواهد بود ؟ 
خورشید ما یک ستاره ی متوسط زرد زنگ با طول عمر 4،6 میلیارد سال است که در مرحله ی میان سالی قرار دارد . 5 میلیارد سال دیگر سوخت آن به پایان رسیده و به یک غول سرخ تبدیل خواهد شد ، سیارات داخلی مدار خود یعنی عطارد زهره زمین و مریخ را خواهد بلعید و پوسته ی گازی شکل سیارات غول پیکر گازی منظومه را از بین خواهد برد و آن ها را تبدیل به تفاله های آهنی خواهد کرد. 
پس از آن لایه های بیرونی خورشید یک به یک پراکنده شده و به شکل یک سحابی سیاره نما در خواهد آمد و هسته ی آن به صورت یک کوتوله ی سفید به باقی مانده حیات غیر فعال خود ادامه خواهد داد. 
سیارات پیرامون آن دیگر همانند سابق در دام گرانشی خورشید نخواهند بود و هرکدام در فضا ازادانه به حال خود رها خواهند شد. 
دها میلیارد سال بعد دیگر اثری از منظومه ی شمسی جز کوتوله ی سفید مرده برجای نخواهد ماند. 
نویسنده : آیدا صفری 
آرش بوالحسنی-وبلاگ هوش فرازمینی


تاريخ : ۱۳٩٤/۸/۱۳ | ٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
  • ویندوز سون | آنکولوژی