نظریه مرگ سیاهچاله‌ها و تبدیل آنان به سفیدچاله با عملکردی کاملاً برعکس هم‌اکنون به‌مهم‌ترین موضوع قابل بحث در محافل علمی جهان تبدیل شده است. به گفته دانشمندان براساس نظریه گرانش کوانتومی فروپاشی یک ستاره پس از مرگ که منجر به تبدیل سیاهچاله می شود تنها یک اثر موقتی است زیرا در نهایت با انفجار و مرگ سیاهچاله ، یک سفید چاله ایجاد می شود....به ادامه مطلب بروید
 


دانشمندان معتقدند، فروپاشی یک ستاره و تبدیل آن به یک سیاهچاله، تنها می تواند یک اثر موقت باشد زیرا در نهایت طبق مدل گرانش کوانتومی حلقه ای یک سفیدچاله به وجود می آید.

به گزارش بیگ بنگ، امروزه می دانیم که بدون شک سیاه چاله ها را باید از شگفت انگیز ترین و اسرار آمیز ترین پدیده های کیهان محسوب کرد. سیاه چاله با میدان گرانشی خارق العاده خود چنان تاثیرات حیرت انگیز و باور نکردنی را در فضا- زمان پیرامون خود ایجاد می کنند که هیچ چیز حتی نور هم نمی تواند از چنگال آن بگریزد. بیشتر سیاهچاله ها از مرگ ستاره ای در انفجار ابرنواختری که در گرانش خودش می رُمبد، پدید می آیند. برای دهه ها، ستاره شناسان نمی دانستند که آیا واقعاً سیاهچاله ها اطلاعات درونی خود را برای همیشه نابود می کنند یا خیر؟ اما دانشمندان به دنبال پاسخ برای این پرسش هستند که در پایان عمر یک سیاهچاله چه اتفاقی می افتد.

حال دانشمندانی، با نام های “هال هاگارد” و “کارلو رُولی” از دانشگاه ماکس- مارسی (Aix-Marseille University) با استفاده از نظریه ی «گرانش کوانتومی حلقه ای» مدلی را ارائه دادند که نشان می دهد، سیاه چاله ها در واقع تمامی اطلاعات را نابود نمی کنند، در عوض، به محض تشکیل شدن به سیاهچاله منفجر شده و پس از مرگ به یک سفیدچاله تبدیل می شوند، اما عملکرد سفیدچاله، کاملاً موجب شگفتی فیزیکدانان شده است. در این مرحله سیاهچاله به‌جای مکش اجرام کیهانی تمامی ماده ای که بلعیده را به فضا باز می گرداند. براساس نظریه گرانش کوانتومی که مبحثی در فیزیک نظری در خصوص هماهنگی نظریه نسبیت عام با مکانیک کوانتومی است، سیاهچاله براثر بلعیدن اجرام کیهانی در دراز مدت عامل مرگ و انفجار خود خواهند شد و بر طبق این تئوری جدید جایگزین یک سیاهچاله مرده یک سفیدچاله می شود.

 محققان معتقدند این تبدیل تنها چند هزارم ثانیه طول می کشد. با وجود تبدیل تقریباً آنی، دانشمندان می گویند، سیاهچاله ها می توانند بدلیل اتساع امواج نوری و اتساع زمان توسط گرانش شان، تا میلیاردها یا تریلیون ها سال دوام ظاهری داشته باشند. همین چند وقت پیش بود که “استیون هاوکینگ” گفته بود، بجای افق رویداد* سیاهچاله، افق آشکار را جایگزین باید کرد، پدیده‌ای که به صورت موقتی ماده و انرژی را در خود نگه داشته و آنها را به تدریج و در نهایت آشفتگی آزاد می‌کند. هاوکینگ گفته بود در نظریه کلاسیک هیچ راه فراری از چنگال سیاه‌چاله‌ها وجود ندارد، با این‌حال نظریه کوانتوم به انرژی و اطلاعات مجال فرار از چنگال سیاه‌چاله را می‌دهد و به نوعی این راه حل به پارادوکس اطلاعات در یک سیاهچاله پاسخ می دهد. سیاه چاله در عصر حاضر به یکی از مهمترین موضوعات پژوهشی و تحقیقاتی در عرصه فیزیک و اختر فیزیک تبدیل شده اند و توان ذهنی بزرگترین فیزیکدان های جهان را همچنان به چالش می کشد.

* افق رویداد نقطه ای بی بازگشت پیرامون یک سیاهچاله است، جایی که هر چه از آن بگذرد، دیگر راه بازگشتی نخواهد داشت. در نظریه ی نسبیت عام اینشتین، افق رویداد جاییست که فضا و زمان آن چنان توسط گرانش تابیده و پیچیده می شوند که هیچ چیز را یارای گریز از آن نخواهد بود. اگر پای از افق رویداد به آن سو بگذاریم، دیگر تنها می توانیم راهمان را رو به درون پی بگیریم، نه به بیرون. مشکل افق رویداد یکسویه این است که به تناقضی به نام پارادوکس اطلاعات می انجامد. 

بیگ بنگ


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دانستنی های نجوم


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۸ | ٤:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : آرش بوالحسنی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.