غول هایی در فضا هستند که میتوانند همه ستارگان را ببلعند

میتوانند تمام فضا را نابود کنند ....سیاه چاله ها ....

قرنهاست کاملا پنهان ماندند ..دانشمندان دریافتند سیاه چاله ها تنها بر قوانین ستاره ها و کهکشان ها حاکم نیستند بلکه همین جا بر روی زمین نیز تحت فشار انها قرار داریم

زیرا که سیاه چاله ها ممکنه کلید درک ماهیت راستین حقیقت باشند

فرض کنید کره زمین را برداشتید به اندازه یک تیله فشرده کردید ...تصورش رو بکنید چنین شی عظیمی را به هم فشرده کردید و بوجود اوردید که حتی نور هم با سرعت 186 هزار مایل در ثانیه نمیتونه از حوزه جاذبه فوق العاده ان اجتناب کند

اسمش میشه سیاه چاله

{به ادامه مطلب بروید }

 


دانشمندان زیست شناس فضایی میگویند سیاه چاله ها ممکنه در زمانی که ستاره های بزرگ تحت فشارند وزن خود را از دست داده و انرژی شان را نیز از دست بدهند ...شکل گرفته باشند

ما هنوز خیلی مطمئن نیستیم چرا ؟ چون سیاه چاله ها مکانهایی هستند که قوانین پذیرفته شده فیزیک در انها از بین میروند ..تعداد انگشت شماری هستند که در حال حاظر گامهای بلندی جهت انچه که در سیاه چاله ها میگذرد را برداشتند

قوانین فیزیک نوین نیز میگوید من و شما و هر چه در این جهان هست و ساکن میباشد شاید هیچی نباشیم جز یک تصور

دانشمندان در تلاشند بدونند سیاه چاله ها چطور عمل میکنند و چه نقشی در دنیای ما دارند

ما هنوز تعریف درست و واضحی از سیاه چاله ها نداریم حتی هنوز نمیدانیم هیچ ساختار ذهنی هم از ان داشته باشیم ...حتی نمیشه دیدش ...

اندیشه سیاه چاله ها بسط قانون جاذبه است هر چه به یک موضوع بزرگ نزدیک تر باشید گرانش ان سرعت هر چیزی را که در جهت اجتناب از ان باشد کمتر میکند

سطح زمین 4000 مایل از مرکز ان فاصله دارد پس نیروی جاذبه در این بالا خیلی قوی نیست اما اگر میتونستید زمین را اونقدر کوچیک کنید که حجمش به مرکز ان نزدیک بشه و نیروی جاذبه به قدرت خارق العاده میرسید ..هیچ چیز نمیتوانست سرعت کافی برای ترک سطح زمین را داشته باشد

سیاه چاله خودش چجوری به وجود میاد ؟ ستاره غول پیکری را تصور کنید ..نه هر ستاره ای... هیدروژنش به اهستگی تبدیل به هلیوم میشه و انرژی زیادی را از هر اتم هیدروژنی که میسوزاند به دست میاورد بعد از اینکه از کار ذوب شدن هیدروزن به هلیوم فارغ شد به مواد سنگین و سنگیتنر میرسد و این سوخت و ساز تند تر و تند تر  میشه نهایتا به اهن میرسد یعنی جایی که دیگه سوخت تموم شده ..دیگه راه برگشتی نیست دیگه ستاره قدیم مرده و کاری نمیشه کرد جاذبه شروع به کم شدن میکنه و اینجاست که ناپایدار شده و منفجر و ابرنواختر ها شکل میگیرند ...واقعا دیدنی ترین واقعه رصدی کیهان شناسان هستنش

ناظران چینی یکی از ابرنواختر ها را در سال 1054 میلادی مشاهده کردند به شدت درخشنده بود حتی یک روز کامل میتوانستید ان را مشاهده کنید ...دو تای دیگر نیز 400 سال پیش رخ داد و منفجر شد ...چنین انفجارهای عظیمی تلی از گرو و غبار  گاز از صدها سال نوری پراکنده میکنند که تا به امروز نیز میشه انها را دید

ستاره شناسان امروزی هنوز قادر به تماشای مرگ ستاره ای در راه شیری تا به امروز نبوده اند

فیزیک تئوری میگوید اگر ستاره ای به اندازه کافی بزرگ باشد هسته در حال از بین رفتن ان باید چنان کوچک شود تا به فرم یک سیاه چاله در اید ...وقتی ستاره ای سوختش تموم میشه شروع به سرد شدن میکنه و دیگر فشاری عمل پشتیبانی را برایش انجام نمیده پس تحت فشار وزنش شروع به فرو ریختن میکند و انقدر ادامه میابد تا اینکه کوچک بشود

 

برای رسیده به سیاه چاله بعد از انفجار ستاره های عظیم نیاز به تکانه زاویه ای دارید تا یک گرداب سیاه چاله ای ایجاد شود

ایا واقعا در مرگ ستاره ای سیاه چاله شکل میگیره یا نه ؟ دو راه برای فهمش میشه پیشنهاد داد :

یکی اینکه منتظر بمونیم تا یک ابر نواختر در کهکشان خود ما خاموش شود و از تمامی ابزار مدرن ستاره  شناسی برای بررسی ان استفاده کنیم ..اما متاسفانه فقط یکی دو قرن یک بار این اتفاق میافتد

راه دوم منفجر کردن ستاره ها در درون ابر کامپیوتر های پرقدرت { منظور شبیه سازی } از مایش ساده ای نیست چون قوانین فیزیکی زیادی رو میطلبد ...نسبیت کلی برای جاذبه ..دینامیک سیالات برای گازها و فروپاشی ها ..یعنی در کل فیزیک ذره ای است که شبیه سازی رو انجام میده

خیلی ها میگویند سیاه چاله ها با ارامی و سکوت پیدا میشوند و شکل میگیرند ...پیدا کردن یک سیاه چاله بشدت سخته حتی اگر سیاهرنگ هم نبود و انرژی تشعشعی هم داشت فقط میشد به وجودشان پی برد که در 20 مایلی ما باشند !!

 

یک سیاه چاله عظیم رد مرکز کهکشان خودمان یعنی راه شیری موجود است ...مرکز راه شیری با غبار های غلیظی از دید پنهان شده است مخصوصا برای ما که از دیواره کهکشان میتونید مرکز رو ببینیم انهم به سختی و دشواری

نور مادون قرمز با طول موج بلندش برای نفوذ در این پرده عالی عمل میکند اما در عبور از بخار اب موجود در اتمسفر زمین به بدی عمل میکند ..در مرکز راه شیری حجم بالایی از ستاره ها موجود هستند و دور هم میچرخند پس دانشمندان اندیشیدند باید در مرکز ان چرخش یک نیرویی باشد که بعنوان مرکز جاذبه عمل میکند { همین منظومه خورشیدی خودمون رو در نظر بگیرید به عنوان یک مجموعه کوچک ..خورظید وسطه سیارات دورش میچرخند بر اساس نیروی جاذبه در مدارهای مختلف ... هر چه نزدیک به خورشید میشیم سرعت سیارات بیشتر میشوند همین مساله رو منطبق کنید به موضوع قبل ..سیاه چاله ای در مرکز راه شیری همین نیروی جاذبه رو ایجاد و بعاث چرخش گردابی ستارگان دور مرکز راه شیری میشود }

ستارگانی در نزدیکی این سیاه چاله مرکزی راه شیری کشف شدند که سرعت انها حتی به 11 میلیون مایل در ساعت براورد میشوند ..

خب در ون سیاه چاله ها چه میگذرد ؟ چه بلایی سر ستاره ها و کرات و حتی مردمی که بیش از اندازه به این حفره نزدیک باشند میافتد ؟ هیچ تلسکوپی نمیتواند درون سیاه چاله را ببیند ..

ستاره شناسان هم اکنون به این عقیده دارند که هر کهکشانی در عالم حداقل یک سیاه چاله در مرکز خود دارا میباشد ..خب اینا چی هستند ؟ تخیل ما انها را به عنوان ماشینهای زمان کیهانی قلمداد میکنند یا حتی معبر هایی به جهانهای موازی

 

یک رقص کیهانی وجود دارد !! اگر دو کهکشان بهم برخورد کنند ادغام شوند و هر دوشنم دارای یکک سیاه چاله در مرکزشان باشند چه میشود ؟

به جای برخورد ما شاهدچرخش گردابی یا رقص کیهانی خواهیم بود و راه فهمش نیز دیدن نوری از ان هست که به ما میرسد ..وقتی دو سیاه چاله بهم میرسند چاهی ایجاد و که زمان و فضا را بهم گره میزنند و موجهایی ساتع میکنند که میتوانند در سرتاسر جهان منتشر شوند ..این موج ها میتوانند در جهان منتشر بشوند انهم باسرعت نور پس ما انتظار نداریم که سیاه چاله ها را از طریق نور انها ببینیم اما شاید بشه صداشون رو شنید البته اگر بشه لرزش پس زمینه کیهانی خود فضا زمان را دریافت کنیم

از انجا که سیاه چاله ها فضا و زمان را بیش از حد بهم نزدیک میکنند مدار یک سیاه چاله به دور دیگری هیچ شباهتی به مدار زمین به دور خورشید ندارد

سیاه چاله ها عظیم ترین اجرام کیهانی هستند حتی بعضی هاشون به اندازه یک میلیارد بار بیش تر از خورشید ما وزن دارند

اما کسی نمیدونه چقدر بزرگ هستند بعضی هاشون حتی با این همه جرم میتونن در فضایی کوچکتر از یک اتم جا بگیرن و اینجاست فیزیک از خط خارج میشود ...تئوری نسبیت انیشتین به خودبی جاذبه رو توصیف کرد اما این تئوری فقط برای اجرام بسیار بزرگ عمل میکند نه برای بلوکهای بسیار کوچکی مثل اتمها ...اولین قدم رو در این باب استیون هاوکینگ در سال 1974 برداشت ...تئوری بسیار کوچک با نام " مکانیک کوانتوم " میگوید فضا باید مملو از ذرات و ضد ذرات باشد که جفت جفت به ظهور میرسند  بعد هم یکدیگر را در ثانیه ای بعد نابود میکنند این ذرات برای مدتی کوتاه وجود دارند و بعنوان بخشی از واقعیت دیگر به شمار نمیایند فیزیک دان ها ان را ذرات مجازی مینامند اما هاوکینگ اعتقاد داره یک مکان خاص در دنیا هست که در ان ای ذرات میتوانند به واقعیت بپیوندند

در اطراف یک سیاه چاله خطی نامرئی وجود دارد موسوم به "افق رویداد " خارج از این خط جاذبه چاه ضعیف تر از ان است که نور را به دام بیاندازد اما درون ان هیچ چیز نمیتواند کشش ان را دفع کند ....اگر جفت ماده ذره ای درست در خارج از افق رویداد فرم بگیرند یکی از این جفت ها ممکنه از این نقطه عبور کند و دیگر بر نگردد به درون سیاه چاله سقوط کند

اگر هاوکینگ درست گفته باشد پس سیاه چاله ها نباید سیاه باشند باید بدرخشند انهم در حد خیره کننده ای

برخی دانشمندان نیز میگویند سیاه چاله انقدرها هم خطناک نیست فقط از 100 هزار اتم ساخته شده که ماده بسیار اندکیست ..یک سیاه چاله صوتی است که تنها میتونه امواج صدا رو ببلعد

هاوکینگ به این نتیجه رسیده بود : به ازی هر اونس  ماده که سیاه چاله به هسته خود جذب میکند مقدار هم اندازه ای از انرژی را از افق رویداد ساتع میکند اما از اونجایی که هیچ ربط فیزیکی بین هسته سیاه چاله و افق رویداد وجود ندارد این دو قادر به مبادله اطلاعات بهم نیستند و از نظر هاوکینگ سیاه چاله ها اطلاعات  را نابود میکنند

 

ممکن است 100 میلیون سیاه چاله در سرتاسر راه شیری گسترده شده باشند هر چیزی بیش از حد به اینها نزدیک بشه با میدان جاذبه ای فشرده به درون کشیده میشود ولی چه اتفاقی واقعا برای جرمهایی که درون این سیاه چاله ها میافتد رخ میدهد ؟

ایا بهمین سادگی از پهنه هستی محو میشوند ؟

افق رویداد سیاه چاله دو بعد از سوژه سه بعدی مرکزیست ..مشکل گم شدن اطلاعات رو حل میکنه ...هر جرمی درون سیاه چاله میافتد رد پای خود را در توده مرکزی و هولوگرام لرزان در افق رویداد به جا میگذارد

وقتی سیاه چاله اشعه هاوکینگ را از افق ساتع میکند این تشعشع با ذراتی که به درون افتاده اند در ارتباط است ...اطلاعات گم نشده اند ...در سال 2004 هاوکینگ شکست را پذیرت روی این نظریه که سیاه چاله ها اطلاعات را نابود نمیکنند ...لئونارد ساسکیند برنده نبرد سیاه چاله ها شد

به عبارتی فضای سه بعدی تنها یک تعریف از حقیقت است

تعریف دیگر از ان در یک فیلم یک بعدی مسطح میلیاردها سال نوری دورتر از ان در لبه کیهان وجود دارد

سوالی رو بر جا میگذارد چرا فضا سه بعدی است اما اطلاعات ذخیره شده در ان به صورت هولوگرام دو بعدی میباشد ؟

سیاه چاله ها در این چالش میگویند فضا چجوری درست شده انها یک قرنه که مورد توجه دانشمندان هستند فکر میکردیم انها ماشین زمانند یا میان برهای دنیاهای موازیند یا هیولاهایی هستن که روزی زمین را محو میکنند البته هر کدوم از این ایده ها ممکن روزی درست از اب در بیایند اما همین جا در همین لحظه سیاه چاله ها اثر ژرفی روی من و شما دارند

سطح هولوگراف چشمک زن انها انگار به ما میگوید : هر چیزی که ما فکر میکنیم اینجاست انجا در لبه جهان اسرار امیزمان هم منعکس است

 

 ارش


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جهان های موازی


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۳۱ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : آرش بوالحسنی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.