{{این مطلب نظر نویسنده نیست و دارای منابع معتبر است }}
اگر نگاهی به شواهدی که به آن «جنگهای هسته ای باستانی» می گوییم (یا همان انفجارهای هسته ای) مهم است که از پیش مواردی را مورد بررسی قرار دهیم.

می بایست ازمیان شواهد موجودی که بدانها پرداخته خواهند شد به بحث بپردازیم، شواهدی همچون:

اینکه انجیل اتفاقا به وجود دایناسورها معترف است و بر اساس آن انسانها و دایناسورها همزمان با هم و در یک دوره زندگی می کردند.

اینکه دی ان اِی نشان از وجود طراح هوشمند دارد.

اینکه طوفان نوح به وقوع پیوسته است.

به ادامه مطلب بروید
 


اوج پیشرفتهای تکنولوژیکی در پیش از طوفان نوح برای ما یک سوال است. جنگهای هسته ای یا پیشرفتهای اتمی می توانند نشانی دیگر از اوج فناوری و برخی مسایل دیگر باشد. اگر این امر حقیقت داشته باشد می تواند بخشی از شرارتهایی باشد که خدا شاهد آن بوده است همانطور که بخشی از «پیداش 6″ به آن اختصاص یافته است. البته هیجان انگیز ترین بخش این داستان همان معدن اوکلو می باشد.

از سوی دیگر اثبات این امر می تواند شگفتی بسیاری در بین ماتریالیست ها و فرگشت گرایان (معتدین به تکامل) را موجب شود. بسیار سخت خواهد بود که این دانش را در آن زمان بخواهیم با معیارهای امروزی توجیه کنیم!

 

موارد بسیاری است که باید مد نظر قرار دهیم تا بتوانیم به یک نتیجه گیری برسیم. بد نیست بعضی از باورهایمان را یا حداقل بخشی از آن را به چالش بکشیم. ارزشش را دارد که چند دقیقه ای وقت صرف دوباره نگاه کردن به آن کنیم.

 

شواهدی که از آنها نام می بریم اینها هستند:

  1. 1.                  متنهایی که به نظر می رسد قدیمی ترین دستخط بشریت باشند و هنوز موجود هستند
  2. 2.                  کشف سایتهای باستانی که در آنها شواهدی از وجود مقادیر بالای رادیو اکتیو و همچنین انفجارهای هسته ای دیده شده است.
  3. 3.                  شواهد فیزیکی (تغییر شکل شنها) مشابه آنچه امروز در محل انفجارهای هسته ای دیده می شود
  4. 4.                  شواهدی از اورانیوم مصرف شده در رآکتور تولید محصول جانبی پلوتونیوم 

 

این شواهد در «نیویورک هرالد تریبون» در 16 فوریه 1947 به چاپ رسید و سپس در مجله «پرسوییت»  توسط  ایوان تی.سندرسون در ژانویه 1970 نیز به چاپ رسید.

 

 

انفجارهای هسته ای تولید شیشه می کند

 

وقتی اولین بمب هسته ای در نیومکزیکو منفجر شد، شنهای صحرا تبدیل به شیشه مذاب سبز رنگ شدند.

این واقعیت بر اساس مجله «فری ورلد» باعث تغییر عقیده برخی از باستان شناسان شد. آنها در دره باستانی «اوفراتس» مشغول حفاری بودند که به لایه ای از تمدن  8000 ساله «آگرار» و لایه ای از تمدن «هردزمان» که کهن تر از آن بود و همچنین آثار غارنشینی دست یافتند.

اخیرا محققان به لایه ای دیگر از شیشه مذاب سبزرنگ رسیده اند.

انفجارهای هسته ای در سطح یا بالای صحراهای شنی باعث ذوب شدن سیلیکون موجود در شن می شود و سطح زمین را به لایه ای از شیشه تبدیل می کند. اگر بتوانیم لایه ای از شیشه را در سایت های مختلف باستانی پیدا کنیم آیا این بدان معنی نیست که جنگهای اتمی در دوران باستان به وقوع پیوسته است یا حداقل آزمایشهای هسته ای در دوره ای از تاریخ انجام شده است.

 

این تئوری نوپاییست، ولی نه تئوری ای که از کمبود مستندات رنج ببرد. البته رعد و برق نیز گاهی اوقات باعث ذوب شدن شن می شود، ولی موارد ما کاملا با طرح متفاوت و با ساختار شیروانی مانند هستند.


این پدیده های نادر زمین شناسی فرمهای لوله ای شاخه ای مانند هستند نه سطحهای تخت شیشه ذوب شده،  بنابراین صاعقه دلیل مناسبی برای توجیه یافته های یاد شده توسط زمینشناسان نیست که صاعقه یا برخورد شهاب سنگ را دلیل وجود این بافت ها می خوانند. مشکل اینجاست که هیچ دهانه برخوردی نیز در نزدیکی این سطوح شیشه ای غیر عادی یافت نشده است.

 

«برد استیگر» و «ران کالایس» در کتابشان «رازهای زمان و فضا» می نویسند: «آْلبوین دبلیو هارت» از اولین فارغ التحصیلان دانشگاه ماساچوست برای شرکت در یک پروژه مهندسی درقلب آفریقا دعوت به همکاری شد. زمانی که وی و تیمش در حال حرکت به سمت مکانی کاملا صعب العبور بودند مجبور بودند که در مسیرشان از یک صحرای وسیع عبور کنند.

» در وهله اول او کاملا گیج شده بود و نمی توانست یک فضای وسیع از شیشه سبز تا جایی که چشم کار می کرد را توضیح دهد.» (شماره 396 سال 1972)

سپس می افزاید: » مدتها بعد او صحرای  وایت سند را پس از یک آزمایش هسته ای مورد بازدید قرار داد و همان فرآیند ذوب سیلیکون که 50 سال قبل دیده بود را مجددا مشاهده کرد.

 

جالب است که بدانیم که رئیس پروژه منهتن، دانشمند بزرگ رابرت اوپنهایمر به خط و زبان سانسکریت باستان مسلط بود.

در مصاحبه ای بعد از اولین آزمایش هسته ای او جمله ای را از کتاب باگاواد گیتا نقل قول کرد.

«امروز من پیام آور مرگ هستم، نابود کننده دنیاها» امیدوارم همه ما همین احساس را داشته باشیم

 

وقتی هفت سال بعد از آزمایش هسته ای آلاموگوردو، در دانشگاه روچستر از وی سوال شد که آیا این اولین بمب هسته ای بود که روی زمین منفجر شد؟ وی پاسخ داد «بله، البته در عصر مدرن!» 

 


شیشه صحرای لیبی

یک تکه از شیشه صحرای لیبی که بیش از 16 پوند وزن دارد در زمینی بیضی شکلی به ابعاد حدودا 130 در 53 کیلومتر یافت شده است. این جسم با رنگ کاملا شفاف به سمت سبز و زرد، تپه های شنی  در امتداد شمال و جنوب شکل گرفته است.

 این حجم بزرگ از شیشه احتمالا نشان از انفجار باستانی هسته ای یا فعالیت بیگانگان دارد ولی دانشمندان بیشتر با نظریات برخورد شهابسنگ خشنود می شوند.

 

 

توضیحات بیشتر درباره شیشه صحرای لیبی

شیشه صحرای لیبی در منطقه بزرگی به مساحت 130 کیلومتر در 53 کیلومتر پراکنده است.

صحرای لیبی از دورافتاده ترین و خشن ترین صحراهای نقاط جهان است. باوجود خالی از سکنه بودن و بادهای شدید،این اقیانوس شنی در نزدیکی «گیلف کبیر» در سال 1932 محل یکی از شگفت انگیزترین اکتشافات بود.
گروه کاوش صحراهای مصر به سرپرستی «پاتریک ای کلیتون» انگلیسی (1896-1962) تقریبا 50 کیلوگرم از شیشه های زیبای نامتعارف شفاف و نیمه شفاف با رنگ سبز مایل به زرد الماس مانند که تماما از سیلیکون تشکیل شده بودند را یافتند.
صحرای لیبی محل کشف 
 

پس از کشف سال 1932 در صحرای لیبی تنها دو کاوش دیگر در منطقه تا سال 1971 صورت گرفت.
اکتشافات بعدی شامل سه دانشمند می شد که تنها دو ساعت در منطقه توقف کردند و 24 نمونه از شیشه ها را جمع آوری کردند. هنگام این بازدید کوتاه دانشمندان محل سقوط یک هواپیمای مصری و بقایای اجساد 9 نفر را یافتند.

ناکامی مقامات مصری در یافتن هواپیمای سقوط کرده برای بیش از 3 سال ناآشنا بودن آنها به این منطقه دور افتاده بوده است. خوشبختانه امروز نسبت به 65 سال پیش مقادیر بسیار زیادی از شیشه صحرای لیبی در اختیار کلکسیونرها و محققان قرار داده می شود.



 


شیشه صحرای لیبی توسط بیشتر شهابسنگ شناسان در گروه سنگهای نادر طبیعی «تکتایت» ها دسته بندی می شود. در سال 1900 پروفسور «فرانتز ای سوئِس» از دانشگاه وین لغت تکتایت را از لغت یونانی تکتوس به معنی ذوب شده ابداع کرده است.
تکتایت ها از لحاظ ترکیب کاملا منحصر به فرد هستند. آنها سرشار از سیلیکون هستند و کاملا با سایر نمونه های شیشه های طبیعی مانند آنهاییکه در دهانه های آتشفشان یافت می شوند متفاوت هستند. تکتایت ها از ابعاد میکروسکوپی زیر یک میلیمتر تا چند کیلوگرم یافت می شوند.

آنها شامل رنگهای جذابی از شفاف بدون رنگ مانند الماس و سبز سیر گرفته تا زرد های کمرنگ و پررنگ و سبز مایل به زرد و سیاه غیر شفاف را شامل می شوند.

 

انسان همیشه شیفته آثار خاص و مرموز بوده و زیبایی آنرا ستوده است.

در نوشتاری مربوط به اواسط قرن دهم در چین از اجسام سیاه رنگ براقی که بعد از بارانهای طوفانی یافت می شده یاد شده که به آن «سنگ سیاه خدای رعد و برق» گفته می شده است. بومیان استرالیا نیز به آنها»چشمان خیره» می گفتند.

  

چگونگی پیدایش تکتایت ها همچنان به عنوان یک راز باقی مانده است. 

 

 

شیشه صحرای لیبی که در مقبره توت انخ آمون بدست آمده است.

 

 

در مقایسه با سایر تکتایت ها، شیشه صحرای لیبی ویژگیهای منحصربه فردی دارد.

کمترین ضریب انعکاس: 1.4616

کمترین ضریب جرم: 2.21

بیشترین میزان سیلیس: 98 درصد

کمترین میزان آب: 0.064 درصد

بالاترین میزان ویسکوزیته: 6 برابر بیشتر از نمونه مشابه در استرالیا

سایر ویژگیهای خاص: رنگ، جنس حبابها (منظم و نامنظم)

هیچ مدرکی دال بر شرایط اتمسفری که باعث شکل گرفتن شیشه صحرای لیبی باشد وجود ندارد بنابراین فرضیه برخورد شهابسنگ در 28.5 میلون سال پیش مطرح می شود. براساس یک تحقیق فرانسوی یافتن عناصری از شهابسنگ در شیشه نشانه ای از سرمنشا شهابسنگی این ماده دارد.

 

وجود ذرات کوارتز ذوب شده درشیشه صحرای لیبی نشان از دمای بسیار بالایی حدود 1700 درجه سانتیگراد دارد. برخوردهای بسیار بزرگ با سرعتهای بالا قابلیت تولید همچین دمایی را دارند.

ولی مساله ای که در این بین توضیح داده نمی شود اینست که چگونه حجم بزرگی از سنگهای خرد شده به مایع همگن و تقریبا بدون حبابی در می آید که به سرعت خنک می شود تا تبدیل به شیشه شود. 
حتی در تولید صنعتی شیشه چندین ساعت زمان می برد تا ماده مذاب از مواد بخارشدنی خود خالی شود.

هیچ ماده نیمه ذوب شده یا ترکیبی ازسنگ برخورد کننده در صحرای لیبی یافت نشده است.

 

 

کشف 6 سایت باستانی که در آن شواهدی از مصرف اورانیوم و تولید پلوتونیوم موجود است

 

اگر می توانستید به عقب بازگردید و اخبار و مقالات علمی چندی پیش را بخوانید، می توانستید بهت و ناباوری و سردرگمی که از اولین اعلان رسمی کشف حفاری در معادن رادیواکتیو در دوران باستان حاصل شد را دریابید. همچنین اینکه محصول جانبی پلوتونیوم نیز در معادن اوکلو تولید می شده است.

در سال 1972، محقق فرانسوی «بوگزیگوس» که روی پروژه سوخت هسته ای کار می کرد متوجه تفاوت کوچک اما مهمی میان ضریب اورانیوم 235 و اورانیوم 238 شد. ضریب مورد بحث ضریب کاملا شناخته شده ای در بین دانشمندان بود بنابراین این تغییر نشان می داد که چیزی غیر عادی درحال روی دادن است. اولین ظن این بود که احتمالا شخصی سوخت استفاده شده را  با سنگهای معدن تازه حفاری شده مخلوط کرده است.

 

 

این فرضیه به سرعت رد شد چراکه هیچ اثر تشعشعی که این فرض را اثبات کند بدست نیامد.

منشا این اورانیوم اسرار آمیز سرانجام به معدن اوکلو در گابن رسید. چیزی که این بین بسیار عجیب است این است که این امر نشانده این است که نه تنها واکنش هسته ای روزی رخ داده است بلکه تحت شرایط کنترل شده نیز بوده است.

 

این بدان معنی است که زمانی که واکنش هسته ای رخ می دهد اگر میخواهید انرژی آزادشده آنرا کنترل کنید باید از انفجار جلوگیری کنید و مانع این بشوید که تمام انرژی در یک لحظه آزاد شود.

این گروه از راکتور ها دارای سیستم کنترل کننده پیشرفته ای که از آب  استفاده می کردند بودند در صورتی که اولین راکتورهای عصر مدرن از میله های گرافیت و کادمیوم برای کنترل شرایط استفاده می کردند.

 

در زمان اکتشاف مردم بیشتر راجع به بیگانگان و تمدن پیشرفته بیگانگان صحبت می کردند. چند ماه بعد از این کشف دنیای علم با فرضیه جدیدی مواجه شد؛ شخصی فرضیه ای مطرح کرد که در طول زمان بیشتر به اهمیت آن پرداخت شد و آن این بود که این یک راکتور طبیعی است که در میلیونها سال پیش بوجود آمده است.

حداقل 6 ناحیه با اورانیوم مصرف شده و پلوتونیوم به عنوان محصول جانبی یافت شده است. فرآیند تولید پلوتونیوم فرآیند بسیار پیچیده ایست و برای تولید آن باید بسیار زحمت کشید.

 

البته دانشمندانی که روی این مناطق کار می کردند با این پیش فرض جلو می رفتند که انسان در این فرآیند دخالت نداشته است.

 

1-                 آنها زمان این رویداد را میلیونها سال قبل برآورده کرده اند

2-                 آنها عقیده دارند که چنین واکنش کنترل شده ای به صورت طبیعی روی داده است در حالیکه هیچ مدرکی ازاین امر به دست نیامده است و تولید تحت کنترل انرژی در رآکتور روزی جام مقدس تکنولوژی محسوب می شد چراکه دستیابی به آن حتی با سعی وتلاش جهت دار نیز ممکن نبود

3-                 آنها اینطور اظهار می کنند که هرچند در گذشته این اتفاق به طور طبیعی روی داده است اما امروز نباید نگران رخ دادن مجدد طبیعی آن باشیم چراکه شرایط تغییر کرده است

4-                 طبیعت طوری این رآکتور را طراحی کرده است که سوخت هسته ای را مصرف کند و زباله های اتمی خطرناک آنرا تحت شرایط امن نگهداری کند

 

دانشمندان از متد همسان سازی برای جواب دادن به سوالات در مورد گذشته و آینده استفاده می کنند

 

اگر آنها نتوانند قانون ثابتی را معین کنند بنابراین نمی توانند به نتیجه گیری معینی نیز دست یابند چرا که نمی توانند شرایطی را در کائنات توضیح دهند که اگر همیشه وجود داشته پس اکنون نیز باید وجود داشته باشد. آنها می گویند گذشته در شکل دهی به حوادث و اتفاقات طبیعی بسیار متفاوت تر از امروز عمل می کرده است. البته دانشمندان سایر کشورها همان زمان نیز نسبت به این «رآکتورهای هسته ای طبیعی» مشکوک بودند.

 

برخی بیان کردند که مقادیر گم شده از اورانیوم 235 در طی زمان جایگزین شده اند نه اینکه در رآکتورهای هسته ای شکافته شده باشند.

آنها از خود پرسیدند چطور ممکن است شکافت هسته ای به طور طبیعی در طبیعت اتفاق افتاده باشد در صورتیکه امروزه جمع زیادی از مهندسین و فیزیکدانهای نخبه تنها با صرف توانایی، دقت و هوش زیاد موفق به ساختن آن می شوند؟

 

پرین و سایر دانشمندان فرانسوی پس از بررسی بسیار به این نتیجه رسیدند که تنها نمونه مشابه از اورانیوم با میزان ایزوتوپ مشابه که در اوکلو یافت شده است در سوختهای هسته ای مصرف شده در رآکتورهای مدرن امروزی یافت می شود.

  

آنها اعلام کردند درصد بسیاری از ایزوتوپ های یافت شده در اوکلو با سوختهای هسته ای مصرف شده در نیروگاههای هسته ای امروزی برابر است، بنابراین به این نتیجه رسیدند که حتما می بایست این دو اورانیوم در فرآیند یکسانی مورد استفاده قرار کرفته باشند.

 

 

نگاهی دیگر به این پدیده

 

نیروگاههای هسته ای این معادن اورانیوم به طرز بسیار هوشمندانه ای طراحی شده اند.

 

بر طبق تحقیقات انجام شده این رآکتور چندین مایل طول داشته است. البته برای رآکتوری به این ابعاد میزان تأثیر دما تنها 40 متر در هر طرف بوده است. جالب تر این است که زباله های هسته ای رادیو اکتیو از محل سایت خارج نشده و با استفاده از دانش زمین شناسی از آنها به خوبی مراقبت می شده است.

با وجود مواجهه با این شواهد دانشمندان می گویند که این یک رآکتور طبیعی در محل معدن اوکلو است. رآکتور اوکلو به دلیل شیوه برخورد با زباله های هسته ای اش حائز اهمیت است ولی عده کمی حاضرند که پا را کمی فراتر بگذارند. بسیاری از مردم بر این باورند که این رآکتور یادگاری از دوران ماقبل تاریخ است. احتمال می رود که دو میلیون سال پیش تمدن کاملا پیشرفته ای در جایی که امروزه اوکلو نامیده می شود وجود داشته است.

 

این تمدن از بسیاری از نظر تکنولوژی بسیار پیشرفته تر از تمدن امروز ما بوده است. رآکتورهای امروزی ما در مقایسه با این «رآکتورهای طبیعی» بسیار ناچیز هستند. اکنون پرسش این است: چرا چنین تمدن پیشرفته ای ناپدید شده است. این سوالی است که باید در مورد آن بیشتر فکر کنیم.

 

در کتاب  «شیمی پایه رادیواکتیو»  که در دانشگاهها مورد استفاده قرار می گیرد آمده است:

 

اورانیوم طبیعی در در معدن اوکلو در گابن در غرب آفریقا دارای مقادیر غیر طبیعی اورانیوم 235 است. مقدار آن 29/0 درصد است که در مقایسه با مقدار طبیعی 72/0 درصد بسیار پایین است. این بدان معنی است که واکنشهای زنجیره ای هسته ای در این معدن در 2میلیون سال پیش اتفاق افتاده است.

 

13 رآکتور هسته ای در طول این معدن در دوران ماقبل تاریخ وجود داشته اند که در منبع نیرو و شیوه احتراق مشابه رآکتورهای امروزی هستند. این معدن توانایی فعال سازی واکنشهای هسته ای زنجیره ای متکی به خود را داشته است…»

 

این کشف که مجامع علمی را در 1972 بهت زده کرد، امروز کاملا فراموش شده است. 

 

 

اوکلو: پدیده فراموش شده گیتی

  

در سال 1972 دانشمندان فرانسوی کشف کردند چندین مرکز تجمع سنگ معدن اورانیوم در معدن اوکلو در کشور گابن در دو میلیون سال پیش دچار گداخت شده اند.

 

 

میزان غلظت و شیوه قرارگیری اورانیوم به نحوی بود که نشان از فرآیند شکافت هسته ای داشت.

شهرهای هاراپا و موهنجودارو به سطح خیابانهای آنها رسید، اسکلتهایی را کشف کردند که در تمامی شهر پخش شده بودند. بسیاری از آنها دستهای همدیگر را گرفته بودند و برخی دیگر طوری جان باخته بودند که گویی مرگی سریع و ترسناک برایشان اتفاق افتاده است.

 اجساد بدون خاکسپاری در خیابانها روی هم افتاده بودند.

هزاران سال از عمر این اسکلتها می گذرد. چه چیزی باعث این حادثه شده است؟ چرا این اجساد پوسیده نشده یا توسط حیوانات دریده نشده اند؟ به علاوه هیچ نشانی از خشونت فیزیکی که باعث مرگ افراد شده باشد نیز یافت نشده است.

این اسکلتها دارای بالاترین مقادیر رادیواکتیو یافت شده در بدن انسان هستند بطوریکه قابل مقایسه با اجساد به جا مانده از هیروشیما و ناکازاکی هستند.

 

 حتی در یکی از سایتهای مورد پژوهش، بدنی با میزان رادیو اکتیو 50 بار بیشتر از حد نرمال یافت شد.

شهرهای دیگری نیز در شمال هند یافت شده اند که نشان از انفجاری فراتر از حد تصور دارند.

یکی از این شهرها بین گنگ و کوهستانهای راج محل یافت شده است که به نظر می رسد روزی دمای فوق العاده بالایی را تجربه کرده است. اجرام بزرگ دیوارها و ساختمانهای آن در هم ذوب شده اند، حتی به صورت شیشه در آمده اند! از آنجایی که هیچ سابقه ای از آتشفشان در موهنجودارو یا شهرهای اطراف آن وجود ندارد، گرمایی به آن شدت که باعث ذوب شدن خاک شود تنها از طریق انفجار هسته ای یا سلاح ناشناخته دیگری توجیه می شود. این شهرها کاملا از صحنه تاریخ محو شده اند.

 

سن اسکلتها توسط روش کربن 2500 سال پیش از میلاد تعیین شده است. باید خاطر نشان کنیم در روش تاریخ یابی با کربن در صورتیکه انفجار اتمی اتفاق افتاده باشد نتیجه بسیار کمتر نشان داده خواهد شد.

 

[ جالب است که در کتاب "ماهابهاراتا"درباره سلاح خدایان هندو می خوانیم:

...اینچنین می نمود که تمام قدرتهای طبیعت لگام گسیخته اند. خورشید به دَوَران آمد. در اثر حرارت سلاح، زمین در آتش تب می سوخت. فیل ها در اثر حرارت به درون آتش هجوم بردند. آب به جوش آمد. جانوران مردند. دشمن در شعله های آتش خشمناک که درختان را چون کاهی از بین می برد نابود شدند. فیلها نعره ای پر وحشت کشیدند و همگی به زمین کوبیده شدند و مردند. اسبها و ارابه های جنگی همگی سوختند. منظره آنچنان بود که انگار جهنم عبور کرده باشد. هزاران ارابه نابود شده و سپس سکوت دریاها را فرا گرفت. بادها شروع به وزیدن نمود و زمین درخشان گردید. منظره وحشتناکی بود. اجساد گناهکاران آنچنان در گرما سوخته بود که دیگر شباهتی به جسد انسان نداشت. هرگز تا کنون چنین اسلحه وحشتناکی دیده نشده و هرگز تاکنون درباره چنین اسلحه ای نشنید ایم...    مترجم ]

 

دهانه بزرگ نزدیک بمبئی

 

نشان جالب دیگری از جنگهای اتمی باستانی در هند دهانه عظیمی نزدیک به شهر بمبئی است. دهانه ای تقریبا دایره ای شکل  با قطر 2154 متر در 400 کیلومتری شمال شرقی بمبئی که کمی کمتر از پنجاه هزارسال عمر دارد می تواند شاهد خوبی از یک انفجار هسته ای باستانی باشد.

 

 

هیچ نشانی از شهابسنگ برخورد کرده به زمین یا چیزی مشابه آن نه در سایت نه در مناطق اطراف آن یافت نشده است و این تنها دهانه برخوردی جهان در سنگ بازالت است. شواهدی از ضربه شدید با فشار بیش از ششصد هزار اتمسفر و تغییر دمای فوق العاده و ناگهانی که از روی شکل گویهای شیشه ای بازالت تفسیر می شود در منطقه به روشنی دیده می شود.

دهانه در تخته سنگی از بازالت به ضخامت 600 تا 700 متر شکل گرفته است. این سنگ از تعداد زیادی لایه یا جریانات مذاب حاصل از فعالیت های آتشفشانی بوجود آمده است.آثار حداقل پنج فوران در لبه های دهانه قابل تشخیص است. قطر هریک از این جریان ها به 5 تا 30 متر می رسد.

دهانه حدود 150 متر عمق دارد و میانگین قطر آن 1830 متر است. لبه های بر آمده آن حدود 25 متر هستند. این لبه های برآمده تا 1350 متر دورتر از کناره های دهانه و با شیب 2 تا 6 درجه کشیده شده اند. بالاترین نقطه در این برآمدگیها حاوی باقیمانده بازالت ذوب شده بر اثر حادثه هستند.

 

«لونار» محل بسیاری از ابهامات است. بخصوص اینکه تنها دهانه ایست که در زمین بازالتی شکل گرفته است. به دلیل فرسایش کم به دلیل عوامل طبیعی تقریبا دست نخورده باقی مانده است. این امر آنرا به مکانی مناسب برای مطالعه تبدیل می کند غیر از اینکه چند چیز عجیب در این مورد وجود دارد:

 

 

1-                 دریاچه دو ناحیه مجزا دارد که هیچگاه با هم ترکیب نمی شوند؛ ناحیه خنثی خارجی با پ.هاش 7 و ناحیه قلیایی داخل با پ.هاش 11 و هرکدام با گیاهان و جانوران مخصوص به خود. می توانید خودتان با یک کاغذ لیتموس شخصا این تست را انجام دهید.

2-                 یک جریان آب دایمی همیشه دریاچه را تغذیه می کند ولی هیچ خروجی مشخصی برای آب دریاچه وجود ندارد و این همچنان به عنوان معمای بزرگ حل نشده باقی مانده که جریان همیشگی آب از کجا سرچشمه می گیرد، آنهم در منطقه خشک بولدانا. حتی در گرمترین ماههای می و ژوئن جریان آب دریاچه برقرار است.

 

 

فاجعه هسته ای در دوران پارینه سنگی در قاره آمریکا؟

 

ما در اینجا نظریه قابل توجه فاجعه ای زمینی را مورد بررسی قرار می دهیم که به میزان کافی دارای شواهد انکار ناپذیر هستند. یکی از نگارندگان این مقاله دانشمند هسته ای در لابراتوار اتمی لارنس برکلی می باشد.
نگارنده دوم نیز یک مشاور است. سوابق نگارندگان به حدی قابل ملاحظه است که می بایست به ادعاهای باورنکردنی شان مبنی بر حادثه ای طبیعی که باعث صفر شدن ساعتهای رادیوکربن در آمریکای شمالی و مرکزی و احتمالا  سایر نقاط زمین شد را مورد بررسی قرار دهیم.

 

جالب است بدانیم که این نظریات توسط مجامع علمی نیز مورد تایید قرار گرفته اند.

 

 

نظریات

 

بر طبق نظر مولفین:

 

تحقیقات ما نشان می دهد سراسر ناحیه «گریت لیک» و اطراف آن مورد اثابت ذرات اتمی و تشعشعات زیانبار رادیواکتیو قرار داشته به نحوی که با فعل و انفعال با پرتوهای کیهانی تولید نیوترون های ثانویه کرده اند.

نیوترون ها مقادیر غیر عادی زیادی از پلوتونیوم 239 را تولید کرده اند و اورانیوم طبیعی را تبدیل به محصول جانبی کرده اند و لایه های رسوبی و تمامی منطقه را تحت تشعشع قرار داده اند.

 

این نیوترون ها نیتروژن رسوب کرده در ذغال سنگ را تبدیل به رادیوکربن کرده اند و این تعیین سن آنها را نیز دچار مشکل می کند.

 

 

شواهد دیگر


نویسندگان بیان می دارند موج انفجار رادیویی از ابرنواختری در نزدیکی مان در 12500 سال پیش نه تنها ساعت رادیو کربن در زمین را صفر کرد بلکه باعث گرم شدن اتمسفر زمین، ذوب شدن یخهای قطبی و همچنین انقراض برخی گونه ها  نیز شد.

 

اگر این فرضیه درست باشد بر اساس آن ساعت رادیوکربن در مورد آثار آمریکای شمالی و مرکزی نیز صفر شده است. بنابراین می بایست 10000 سال به عمر بقایای باستانی این مناطق اضافه کنیم.

سوسک سرگین غلطان شیشه ای؛ چه عملی باعث گرمای فوق العاده در صحرا شده است؟

 

در سال 1996 در موزه قاهره، مهندس معدن ایتالیایی وینچنزو دِ میشل، متوجه سنگ گرانبهای زرد و سبزی در میان گردنبند توت انخ آمون شد.

 

 

سنگ گرانبها مورد آزمایش قرار گرفت و مشخص شد که جنس آن از شیشه است ولی قدمت آن بسیار بیشتر از حتی اولین تمدنهای مصر باستان می باشد.



در همکاری با زمینشناس مصری، علی برکت، منشأ این تکه بزرگ شیشه را در ناحیه دورافتاده ای از صحرای مصر اعلام کردند.

خود این شیشه اما به تنهایی یک راز است. چرا این شیشه آنجا بوده و چه کسی یا چه چیزی آنرا شکل داده است؟ در برنامه بی بی سی هورایزن این گوهر توت انخ آمون را با شهابسنگ مرتبط دانستند.

 

 

آسمانی از آتش

 

اخترشیمیدان اتریشی اعلام داشت شیشه در چنان دمای بالایی شکل می گیرد که تنها می توان یک دلیل برای آن بیان کرد: شهابسنگی که با زمین برخورد کرده است. البته تا به امروز هیچ نشانه ای از دهانه برخورد حتی با استفاده از عکس برداری ماهواره ای پیدا نشده است.

 

ژئوفیزیکدان آمریکایی جان واسون دیگر دانشمندی است که به پیداکردن سرمنشأ این شیشه علاقه نشان داده است. او پاسخی را ارائه داد که مستقیما از جنگلهای سیبری نشأت می گرفت.

«وقتی به این فکر کردم که این شیشه می بایست در دمای فوق العاده زیاد شکل گرفته باشد بی درنگ به یاد حادثه تونکاسکا افتادم.

 

در سال 1908 انفجاری عظیم بیش از 80 میلیون درخت را در تونگاسکای سیبری به حالت افقی در آورد. با توجه به اینکه هیچ نشانه ای از برخورد شهابسنگ وجود ندارد، محققان می گویند شاید جسمی فرازمینی در بالای جنگلهای تونگاسکا منفجر شده باشد.

 

واسون شک داشت که آیا انفجاری در آسمان مشابه انفجار تونگاسکا می توانسته چنان حرارتی تولید کند که شنهای صحرای مصر به شیشه تبدیل شوند؟

اولین انفجار هسته ای در منطقه ترینیتی در ایالت نیومکزیکو در سال 1945 لایه نازکی از شیشه را بر روی شنها بوجود آورد ولی ناحیه شیشه ای  در صحرای مصر بسیار بسیار بزرگتر است.

آنچه که در مصر اتفاق افتاده است می بایست بسیار قدرتمند تر از یک انفجار هسته ای بوده باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی برکت تکه ای بزرگ از شیشه از میان بسیاری از تکه های شیشه را در دست گرفته است.

 

 

شبیه سازی برخورد

انفجار جسمی بزرگ در آسمان تا سال 1994 ناشناخته بود تا اینکه دانشمندان برخورد دنباله دار شومیکر-لوی با سیاره مشتری را رصد کردند. این دنباله دار با ورود به جو مشتری منفجر شد و تلسکوپ هابل بزرگترین نورافشانی و انفجار در منظومه شمسی را ثبت کرد.

مارک بازلوف که متخصص شبیه سازی برخوردهای بزرگ با ابرکامپیوتر هاست، برخورد دنباله دار مشابهی با زمین را شبیه سازی کرد.

شبیه سازی نشان داد جنین برخوردی می تواند گلوله آتشین داغی با حرارت 1800 درجه سانتیگراد تولید کند و شنهای صحرا را تبدیل به شیشه کند.

 

«چیزی که باید بر آن تأکید کنم این است که چنین چیزی انرژی بسیار بزرگتری از انفجار هسته ای تولید می کند؛ حتی تا ده هزاربرابر بیشتر» 

 

درسهای دفاعی

 

هرچقدر که این سنگهای بزرگ، شکننده تر باشند احتمال وقوع چنین انفجارهایی بیشتر خواهند بود.

 

در آسیای جنوب شرقی، جان واسون پرده از حادثه ای دیگر در 800هزار سال پیش برداشت که بسیار قدرتمندتر و مخرب تر از حادثه صحرای مصر است؛ حادثه ای که چندین گوی آتشین بوجود آورد و منطقه ای به مساحت هزاران مایل مربع را تبدیل به شیشه کرد بدون اینکه گودال برخوردی از خود به جای بگذارد.

 

«در این ناحیه مسلماً هیچ انسانی جان سالم به در نبرده است و هیچ امیدی به زنده ماندن هیچ موجودی نمی رود.»

برطبق نظر بازلوف و واسون حوادثی مانند تونگاسکا می توانند هر 100 سال یک بار اتفاق بیفتد و یک برخورد کوچک می تواند انفجاری قابل مقایسه با انفجار هیروشیما بوجود بیاورد ومنفجر کردن سنگ آسمانی که به زمین نزدیک می شود به شیوه هالیوودی، به دلیل زیادترکردن ذرات برخوردی وضعیت را بسیار وخیم تر می کند.

 

صدها بار بیشتر از سنگهای آسمانی بزرگ که تحت رصد مستمر منجمان قرار دارند، سنگهای آسمانی کوچک غیر قابل ردیابی وجود دارند. دیر یا زود زمین با برخورد دیگری مواجه خواهد شد. بحث فقط بر سر زمان است.

 

منبع: http://www.bibliotecapleyades.net

و 

 

http://www.ancient-origins.net/unexplained-phenomena/desert-glass-formed-ancient-atomic-bombs-002205


ترجمه از سایت یوفولاو و پیج دنیای اسرار امیز 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : arash | نظرات ()
  • ویندوز سون | آنکولوژی